دو تا گنجیشک
دو تا گنجیشک دنبال هم افتادن تو آسمون !
یه تریلی توی جاده میادش زوزه کشون !
دو تا گنجیشک دو تا عاشق ، بی خیال و مست و شاد !
یه تریلی با شتابٌ و سرعت خیلی زیاد !
دو تا گنجیشک یه تریلی !
یکی مجنون ، یکی لیلی!
دو تا گنجیشکای عاشق تو بیابون می پرن !
اونا از دام سیاه سرن.شت بی خبرن !
شوفر پیر تریلی پا گذاشته روی گاز !
خیلی خسته س از بیابونٌ یه جاده ی دراز!
دو تا گنجیشک یه تریلی !
مث مجنون ، مث لیلی!
دو تا گنجیشک ، که تناشون داغه از تب علاقه !
یه تریلی که با چرخاش ضجه ی یه اتفاقه !
دو تا گنجیشک که پراشون پر شده توی بیابون !
یک تریلی که رو شیشه ش باقی مونده ردی از خون !
دو تا گنجیشک .... یه تریلی !
نه یه مجنون ! نه یه لیلی !
یه تریلی ! یه تریلی ! یه تریلی....
